اگر زودتر فرزندم را از پوشک بگیرم چه عواقبی دارد؟
کودک دچار شب ادراری، استرس و احساس ناامنی و اعتماد به نفس پایین خواهد شد.

علائم زمان مناسب برای از پوشک گرفتن؟
بتواند به راحتی راه برود.
بدود. بنشیند. از پله ها بالا و پائیین برود.
بتواند به راحتی حرکات روده ای را کنترل نماید.
بتواند بیش از ۳ تا ۴ ساعت خشک بماند.
بتواند چند دقیقه آرام یکجا بنشیند بدون اینکه بهانه بگیرد.
اگر پوشکش خیس و کثیف بود احساس ناراحتی کرده و اعتراض کند.
اگر شکمش کار میکند جای خلوتی برود سکوت کند و حات چهره اش تغییر نماید.
همه موارد بالا یعنی اینکه کودک نسبت به تغییر حالت بدن خود آگاه می باشد.
پیش از 2 سالگی دستگاه عصبی کودک آن قدر کامل نیست که بتواند زمان توالت رفتن خود را کنترل کند. پس هرگز کودکتان را وادار به انجام کاری نكنید که با آن احساس راحتی نمیكند. اجبار و عجله در آموزش میتواند نتایج عکس بدهد. هر بچهای در یک مقطعی تواناییهای جسمی و روانی لازم برای استفاده از لگن را کسب میکند و معمولا این تواناییها بین 18 تا 24 ماهگی نمایان میشوند، هر چه آموزش دیرتر شروع شود کودک آمادگی بیشتری دارد و بهتر با این مسئله کنار میآید. پس برای نتیجه بهتر پیش از هر تصمیمی ابتدا به دنبال نشانهها و علائم اشتیاق برای کنار گذاشتن پوشک در کودکتان باشید.
اگر کودک دورهای بحرانی مثل تغییر شرایط و محیط، وجود فرزندی جدید در خانواده، جدایی پدر و مادر یا به طور کلی شرایط سختی را پشت سر میگذارد، بهتر است آموزش را به وقت دیگری موکول کنید. آموزش استفاده از توالت و لگن روندی وقتگیر است و شما هم باید زمان لازم و کافی برای این کار در نظر بگیرید و در عین حال صبر و تحمل داشته باشید. اگر خودتان هم در حال پشت سر گذاشتن شرایط بحرانی هستید یا فشار روانی ناشی از تعویض خانه، کار زیاد و خستگی ناشی از شیر گرفتن کودک و... را تحمل میكنید، بهتر است آموزش را متوقف کنید تا هم خودتان و هم فرزندتان آرامش و انرژی لازم را داشته باشید.
برچسب:
نویسنده: کورش
اون لحظه لحظه اي بود كه
خداوند عشق رو تمام قد به من هديه داد و من تا روز قيامت از اين عشق لبريز و سرمست خواهم بود
دوستت دارم - مادر
برچسب:
نویسنده: کورش
نوزاد موجودی بسیار کوچک، لطیف و معصوم است و همین ویژگیها باعث میشود بزرگترها عشق خاصی به او داشته باشند. عشق والدين به فرزند تازه وارد را نمیتوان با کلمات توصیف کرد. آنها از این به بعد با دل و جان حاضرند زندگی خود را به پای این موجود کوچک بریزند تا سلامت و رفاه او تامین شود. از آنجا که بدن نوزاد از برگ گل ظریفتر است شاید برخی پدر و مادرها با کوچکترین تغییر ظاهری او تصور کنند که فرزندشان مریض شده یا نقص عضو پیدا کرده است اما متخصصان میگویند در این باره نباید وسواس زیادی به خرج داد. اگر قرار باشد اینقدر مواظب کودک باشیم اصلا نباید او را در تمام مدت ۲۴ ساعت شبانه روز از جایش بلند کنیم. در ادامه اسباب نگرانی شما پدر و مادر جوان را فهرست کردهایم و گفتهایم که چرا نباید از این عوامل نگران شوید.
برچسب:
نویسنده: کورش
ظاهر حتي براي بچه هاي يك ساله هم مهمه
ديروز كه داشتم موهات رو شونه ميكردم آروم رو پام نشسته بودي![]()
بعد از اينكه اون موهاي كم پشت و كمي چربتو
شونه زدم و گيره سراتم زدم بردمت جلوي آينه
از ديدن خودت حسابي خوشحال شدي و همش ميخنديدي![]()
فدات شم عزيزم كه به ظاهرت اهميت مي دي![]()
تا حالا فكر ميكردم كه ظاهرت برات مهم نيست اما ديدم نه تو هم فكر خوشگل شدني
دوست دارم عزيزم ![]()
برچسب:
نویسنده: کورش
با يه بچه ۱۶ ماهه كه تازه به حرف زدن افتاده و فقط مامان و بابا ميگه مثل آدم بزرگا حرف ميزنم
اما تو هم خوب جواب ميدي
ديروز بهت گفتم بيا يه بلوتوث خنده دار بهت نشون بدم
همين كه گفتم الكي يه قهقهه بچه گانه زدي كه يعني منم حاليمه ميخندم ![]()
دخترم زودتر بزرگ شو كه مادر نياز به يه هم صحبت خوب داره كه اونم تو هستي عزيزم ...![]()
برچسب:
نویسنده: کورش
به آرامی لثههای نوزاد را با انگشت تمیز، یا یک پارچه سرد و مرطوب تمیز مالش دهید. کمی فشار ملایم می تواند ناراحتی کودک را کاهش دهد.
2- به نوزاد چیزی خنک برای جویدن بدهید.
یک تکه پارچه سرد و مرطوب یا دندان گیر خنک می تواند تسکین دهنده باشد. البته اطمینان حاصل کنید که این شی باعث خفگی او نمیشود.
مراقب باشید تا شیء یخ زده نباشد، بلکه کمی خنکی کفایت می کند، چون سرمای زیاد هم می تواند آسیب رسان باشد. اگر کودک شما غذاهای جامد و سفت می خورد از غذاهای سرد استفاده کنید. ماست خنک پیشنهاد خوبی است.

3- یک دندان گیر از داروخانه بخرید.
دندان گیرهایی که از لاستیک نرم ساخته شده اند بهتر هستند. انواعی که با مایع پر شده اند، ممکن است در اثر فشار لثه کودک پاره شوند. می تواندی از پستانک تمیز هم استفاده کنید.
کودک موقع خارش جای دندان، عکسالعملهای خاصی نشان میدهد و مشاهده شده است که بچههای شیرخوار حتی سینه مادر خود را گاز میگیرند. در این مواقع از دادن اجسام و مواد کوچک مانند یک تکه گوشت که برخی خانواده ها به کودک می دهند تا گاز بگیرد، به طور جدی باید پرهیز کرد، زیرا ممکن است این وسایل جانبی به داخل حلق کودک رفته و باعث خفگی او شود.
4- آب دهان کودک را خشک کنید.
افزایش بزاق و آبریزش دهان جزئی از فرایند دندان در آوردن است. با یک دستمال تمیز، دهان و چانه کودک را پاک کنید تا از تحریک پوست پیشگیری کنید. هنگام خواب نیز پارچه مناسب و جاذبی زیر سر کودک قرار دهید.
5- از داروها کمک بگیرید.
اگر کودک شما خیلی بی قرار، تحریک پذیر و بدخو شده است با پزشک مشورت کنید تا در صورت لزوم، استامینوفن یا ایبوپروفن را به میزان لازم تجویز کند. از دادن آسپیرین به کودک خودداری کنید.
همچنین از استعمال داروهای موضعی و بی حس کننده بر روی لثه خودداری کنید، زیرا این داروها به وسیله بزاق شسته شده و قبل از اینکه روی لثه تاثیر کنند، موجب بی حسی گلوی کودک می شوند و در مکانیسمهای طبیعی بلع غذای کودک تداخل ایجاد می کنند.
برچسب:
نویسنده: کورش
یادش بخیر و خدا رحمتش کنه که می گفت:
خوش به حال اونایی که کره خر به دنیا میان و خر از دنیا می رن...
برچسب:
نویسنده: کورش
اینو بدون
که فقط و فقط تقصیر خودته چون فقط دنبال اینی که گوشی موبایل و دوربینو از دستم بگیری از حالا گفته باشم که وقتی بزرگ شدی هی قر نزنی که چرا از یکسالگی من عکس کم گرفتی. خودت نذاشتی حتی اجازه نمیدی یه اس ام اس بزنم.
بچه موبایل بازی هستی.
روزی دویست بار فیلمای موبایل منو زیر و رو میکنی. کلا دیگه جملات تو فیلما رو حفظ شدی. اولشو یشنوی تا آخرشو میگی. اینقدر زل میزنی تو گوشی و فیلم نگاه میکنی که خوابت میبره. حتی خوابت برده گوشی رو از دستت میگیرم بیدار میشی و میشینی از اول نگاه میکنی. قبلنا بهتر بودی. با یه فیلم میخوابیدی الان دیگه تا شارژ گوشی رو تموم نکنی ول کن نیستی. وقتی هم که شارژ تموم میشه گوشی رو پرت میکنی و بعد هم با تعجب میگی
اوتاد
یعنی افتاد. منم میگم نخیر انداختیش. حالا برو بیار. میری میاری و هی قر میزنی و گریه میکنی که یعنی روشن کن بده دستم فیلم نگاه کنم. آخه تو چقدر مارو اذیت میکنی. ایشااله زودتر بزرگ شی و دست از سر کچل ما برداری. دوست دارم - مادری
برچسب:
نویسنده: کورش
اين جمله جمله اي بود كه روي سنگ قبر يه بنده خدايي خوندم. سخت منقلب شدم. گاهي وقتا انگار عرصه براي موندن آدم تو اين دنيا تنگ ميشه. جوري كه انگار يا جاي ديگران رو تنگ كردي يا اينكه از روز ازل تو اين دنيا جايي نداشتي و به اشتباه فرستادنت اينور. اينجور وقتاس كه اگر بميري و نباشي تازه موندگار ميشي. از خدا ميخوام هيچ وقت هيچ بنده اي مجبور نباشه براي موندن، رفتن رو ترجيح بده.
خدايا كمكم كن تا به جاي اينكه فكر اين باشم كه جاي كسي رو بگيرم تا بمونم، جاي خودم رو تو اين دنيا پيدا كنم و هميشه با عزت بمونم.
آشنا بود صدا
بالش من پر آواز پر چلچله ها ست.
باید امشب بروم
من که از بازترین پنجره با مردم این ناحیه صحبت کردم،
حرفی از جنس زمان نشنیدم.
هیچ چشمی عاشقانه به زمین خیره نبود،
کسی از دیدن یک باغچه مجذوب نشد،
هیچ کس زاغچه ای را سر یک مزرعه جدی نگرفت،
باید امشب بروم!
باید امشب چمدانی را که به اندازه پیراهن تنهایی من جا دارد بر دارم
و به سمتی بروم که درختان حماسی پیداست.
رو به آن وسعت بی واژه که همواره مرا می خواند.
یک نفر باز صدا زد سهراب! کفش هایم کو ...
برچسب:
نویسنده: کورش
دختر قشنگم برام خيلي عجيبه كه چرا گاز گرفتن و زدن رو بلد نيستي؟ چون بچه هاي همسنت همش دارن گازت ميگيرن و كتكت ميزنن، من هم كه نميتونم بگيرم اونا رو بزنم، فقط ميتونم تو رو بغل كنم و آروم كنم. اما اي كاش ميتونستم بگيرم لهشون كنم، چون خيلي حرص ميخورم وقتي ميبينم جاي ساعت رو دستت افتاده و قلپ قلپ اشك داري ميريزي.
ايشاله كه تو هم دستت راه بيافته تو كتك زدن تا دل ماماني خنك شه؛ دوست دارم دخمل قشنگم. فدات شم.
برچسب:
نویسنده: کورش

پیش نیاز: اندروید ۲٫۲ و بالاتر
امروزه دوربین های حرفه ای از نظر میزان کیفیت(پیکسل)با دوربین های تلفن های همراه برابری می کنند اما متاستفانه به علت عدم استفاده از فیلتر های تصویری مناسب در تلفن های همراه تصاویر گرفته شده توسط آنها در نور کم از کیفیت بالایی برخوردار نیست برنامه Night Camera با بهره گیری از فیلتر های مناسب تا حد زیادی کیفیت عکس برداری تلفن همراه شما در نور کم را افزایش می دهد.
ویژگی های کلیدی Night Camera :
- تفکیک پذیری بالا
- بدون صد هنگام عکس برداری
- پشتیبانی از فلش
- برچسب زدن مکان
حجم : ۳٫۱۱ مگابایت
برچسب:
نویسنده: کورش
شرمینه شهریور مدل ۳۰ سال ایرانی الاصل بر فرش قرمز فیلم «در جاده» در ۶۵مین جشنواره فیلم کن دیده میشود.
شرمینه شهریورتهرانی (زاده: ۱۹۸۲ در ایران) مانکن ایرانی – آلمانی است که در سال ۲۰۰۵ برنده جشنواره زیبایی دوشیزه اروپا در پاریس شد.
او نخستین ایرانی است که تصویرش بر روی جلد مجله پلی بوی چاپ شده است.
شرمینه فقط یک سال داشت که خانوادهاش به آلمان رفتند. او در سال ۲۰۰۴ عنوان «ملکه زیبایی آلمان» (Miss Deutschland) و سال بعد عنوان دوشیزه اروپا را هم به دست آورد. او که پدر و مادرش هر دو ایرانی هستند، هم اکنون در نیویورک به تحصیل در رشته بازیگری مشغول است. مادر و برادرش در آلمان زندگی میکنند و پدرش نیز در ایران خلبان است.
شرمینه ۱۷۴ سانتیمتر قد دارد. در رشته علوم اجتماعی از دانشگاه آخن مدرک دانشگاهی گرفته و به فارسی، آلمانی، انگلیسی و فرانسوی صحبت میکند.
برچسب:
نویسنده: کورش

برچسب:
نویسنده: کورش

قیمت پراید در حاشیه بازار از ۱۷٫۵ میلیون گذشت و علت اصلی آن نیز عدم عرضه مناسب از سوی تولیدکننده است.
حاشیه بازار خودرو این روزها پر جنب و جوش شده و قیمت ها به صورت روزانه تعیین می شود. نگاهی به صفحات نیازمندیها نشان دهنده یک مساله است و آن عدم وجود قیمت مشخص برای خودرو صفر است.
قیمت پراید به ۱۷ میلیون و۵۰۰ هزار تومان رسید.
بر اساس این گزارش شاخص قیمت این خودرو در یک سال گذشته از ۸ میلیون تومان به محدوده ۱۸ میلیون تومان رسیده و ۱۱۸ درصد رشد را تجربه کرده است.
فروشندگان خودرو در بازار، علت رشد قیمت را کاهش عرضه در بازار می دانند و مقصر این وضعیت را تولیدکننده عنوان می کنند.
از دید یکی از نمایشگاه داران خودرو دولت باید واردات خودرو را آزاد کند تا خودرو های زیر ۲۰ میلیون خارجی نیز وارد بازار شوند در این صورت تولیدکننده داخلی یا بازار فروش خود را تقویت می کند و یا اینکه کیفیت و قیمت خود را کاهش می دهد.
گفتنی است سایپا بر اساس آمار انجمن خودروسازان در ۹ ماه ابتدای امسال تولید پراید را ۵۲ درصد کاهش داده است.
برچسب:
نویسنده: کورش
وجدان صدای خداوندی است.
لامارتين
برچسب:
نویسنده: کورش
پيامبر اكرم (ص)
برچسب:
نویسنده: کورش
از خنده ي زياد بپرهيزيد كه دل را مي ميراند.
امام علي (ع)
برچسب:
نویسنده: کورش
عاقل همه ي آنچه را كه مي داند نمي گويد ، ولي آنچه را كه مي گويد مي داند.
ارسطو
برچسب:
نویسنده: کورش
با ارزش ترين چيز در زندگي اين نيست كه چه چيزهايي را داريم؛ بلكه اين است كه چه كساني را داريم.
پائولو كوئيليو
برچسب:
نویسنده: کورش
آنگاه كه تقدير نيست و از تدبير كاري ساخته نيست ، خواستن اگر با تمام وجود تجلي كند ، پاسخ خود را خواهد يافت.
دكتر علي شريعتي
برچسب:
نویسنده: کورش
هركه دل به دنيا بندد ، به سه خصلت دل بسته است:
1- اندوهي كه پايان ندارد
2- آرزويي كه بدست نيايد
3- اميدي كه به آن نرسد
امام صادق (ع)
برچسب:
نویسنده: کورش
به نيكي گراي و ميازار كس
ره رستگاري همين است و بس
فردوسي
برچسب:
نویسنده: کورش
اگر خاموش باشي تا ديگران به سخنت آرند ، بهتر که سخن گوئي و خاموشت کنند.
سقراط
برچسب:
نویسنده: کورش
مياساي از آموختن يك زمان
به دانش ميفكن دل اندر گمان
فردوسي
برچسب:
نویسنده: کورش
Please read: apersonal appeal from Wikipedia founder Jimmy Wales
پیشینه
از اوائلسلطنت ناصرالدین شاه قاجار نارضایتی مردم از ظلموابستگان حکومت رو به رشد بود. تأسیس دارالفنون و آشنایی تدریجی ایرانیان با تغییرات و تحولاتجهانی اندیشه تغییر و لزوم حکومت قانون و پایان حکومت استبدادی را نیرو بخشید.نوشتههای روشنفکرانی مثل حاج زینالعابدین مراغهای و عبدالرحیم طالبوف و میرزا فتحعلی آخوندزاده و میرزا ملکم خان و میرزا آقاخان کرمانی و سید جمال الدین اسدآبادی و دیگران زمینههای مشروطهخواهی را فراهم آورد. سخنرانیهای سیدجمال واعظ و ملک المتکلمین توده مردم مذهبی را با اندیشه آزادی ومشروطه آشنا میکرد. نشریاتی مانند حبل المتین و چهرهنما و حکمتو کمی بعد ملانصرالدین که همه در خارج از ایران منتشر میشدندنیز در گسترش آزادیخواهی و مخالفت با استبداد نقش مهمی داشتند.
کشته شدنناصرالدین شاه به دست میرزا رضای کرمانی که آشکارا انگیزه خود را قطعریشه ظلم و نتیجه تعلیمات سیدجمال الدین دانسته بود، کوشش بیشتر در روند مشروطهخواهیرا سبب شد.
خواستهها
تصویر موسیو نوز بلژیکی با لباس عربی
اگر چه ازمدتی قبل شورشها و اعتراضاتی در شهرهای ایران علیه مظالم حکومت رخ داده بود اماشروع جنبش را معمولاً از ماجرای گران شدن قند در تهران ذکر میکنند. علاءالدوله حاکم تهران هفده نفر از بازرگانان ودونفر سید را به جرم گران کردن قند به چوب بست. این کار که با تائید عین الدوله صدراعظم مستبد انجام شد اعتراض بازاریان و روحانیان و روشنفکرانرا برانگیخت. اینان در مجالس و در مسجدها به سخنرانی ضد استبداد و هواداری ازمشروطه و تأسیس عدالتخانه یا دیوان مظالم پرداختند. خواست برکناری عین الدوله وعزل مسیو نوز بلژیکی و حاکم تهران و حتی عسگر گاریچی به میان آمد و اعتصاب در تهران فراگیر شد.عدهای از مردم و روحانیان به صورت اعتراض به حضرت عبدالعظیم رفتند. مظفرالدین شاه وعده برکناریصدراعظم و تشکیل عدالتخانه را داد. هنگامی که به وعده خود عمل نکرد علما از جمله سیدین سندین آقا سید محمد طباطبائی و آقا سیدعبدالله بهبهانی به قم رفتند و تهدیدکردند که کشور را ترک میکنند و به عتبات عالیات خواهند رفت. بازاریان و عده زیادی از مردمبه تحصن در سفارت انگلیس اقدام نموده و خواهانآزادی علما و تشکیل عدالتخانه شدند. عین الدوله با گسترش ناآرامیها در شهرهای دیگراستعفا کرد و میرزا نصرالله خان مشیرالدوله صدراعظمشد.[۱]در ابتدای حرکت، مسٔلهٔ اصلی، عدالتخانه و عدالتخواهی بود و به همین دلیل نهضتمشروطه را در ابتدا نهضت عدالتخانه میگفتند. با اوجگیری نهضت، به تدریج مسألهپارلمان و محدود کردن قدرت شاه مطرح شد.[۲]
مشروطیتو روحانیت
کسرویدر تاریخ مشروطه ایران مینویسد:
اگر راستی را خواهیم این علمای نجف ودو سید و کسان دیگر از علما که پافشاری در مشروطهخواهی مینمودند، معنی درستمشروطه و نتیجه رواج قانونهای اروپایی را نمیدانستند، و از ناسازگاری بسیارآشکار که میانه مشروطه و کیش شیعهاست آگاهی درست نمیداشتند، مردان غیرتمند ازیکسو پریشانی ایران و ناتوانی دولت را دیده و چارهای برای آن جز بودن مشروطه ومجلس نمیدیدند و با پافشاری بسیار به هواداری از آن میکوشیدند، و از یکسو خود دربند کیش بوده چشمپوشی از آن نمیتوانستند. در میان این دو درمیماندند. [۳]
محمد حسین نائینی غروی در تنبیه الامه و تنزیه المله مینویسد:
آزادی و برابری که در رژیم مشروطهمورد توجهاست از هدفهای اصلی پیامبران بشمار میرفته، پیامبر ما هرگز فراموشنکرد که همه مردم آزاد و برابر هستند. رهبران مذهب شیعه میخواستندمسلمانان را از بردگی نجات داده حقوق از دست رفته شان را بازگردانند.[۴]
شیخ فضلاللهنوری به صراحت از امتناع آزادی در متون دینی سخن میگوید و معتقد است: «بنای قرآنبر آزاد نبودن قلم و لسان است.» وی از سویی منکر وجود آزادی در مهمترین متن دینیمیگردد و از سوی دیگر بر این باور است که اعتقاد به آزادی مطلق حرف اشتباهی است وحتی «این سخن در اسلام کلیتاً کفر است.» نوری در قطعه فوق از آزادی مطلق سخن میگویدو آن را نفی میکند و برابر با کفر مینشاند. گو اینکه میتوان نتیجه گرفت که ویبا آزادیهای مضاف (بیان، قلم و...) سازگاری دارد و آنان را میپذیرد. اما با دقتدر سخنان او نمیتوان چنین نتیجهای گرفت اساساً وی نه تنها با آزادیهای مضافمخالف است، بلکه حتی پیشنهاد میکند واژه آزادی از بحثهای موجود حذف شود: «اگر ازمن میشنوید، لفظ آزادی را بردارید که عاقبت این حرف ما را مفتضح خواهد کرد.» [۵]
فرمانمشروطیت
نوشتاراصلی: فرمان مشروطیت
بالاخرهمظفرالدین شاه فرمان مشروطیت را در ۱۴ مرداد ۱۲۸۵امضا کرد. علما و دیگرانی که به حضرت عبدالعظیم و قم رفته بودند بازگشتند و تحصندر سفارت انگلیس پایان یافت. مردم صدور فرمان مشروطیت را جشن گرفتند.
محمدعلیشاه
پس از مرگمظفرالدین شاه، ولیعهد او محمدعلی میرزا شاه شد و از همان ابتدا به مخالفت بامشروطه و مجلس پرداخت. او در مراسم تاجگذاری خود نمایندگان مجلس را دعوت نکرد.
به علاوهاگرچه نمایندگان دورهٔ اول مجلس که با حرارتی تمام جهت اصلاح اوضاع ایران میکوشیدند،با راندن مسیو نوز رئیس کل گمرک و وزیر خزانه از خدمت در مقابل سیاست روسیهکه از او جداً حمایت میکرد، غالب آمدند؛ اما روسها شاه تازه را در دشمنی با مجلسو مشروطه روز به روز بیش تر تقویت نمودند تا آن جا که محمدعلی شاه، مشیرالدوله را از صدارت برکنار کرد و امین السلطان (اتابک اعظم) را که سالها صدراعظم دورهاستبداد بود از اروپا به ایران فراخواند و او را صدراعظم کرد. از امضای قانوناساسی سر باز زد. پس از اعتراضات مردم به ویژه در تبریز، ناچار دستخطی صادر کرد وقول همراهی با مشروطه را داد. ولی هم شاه و هم اتابک اعظم همچنان به مخالفت بامشروطه و مشروطه خواهان مشغول بودند. اتابک اعظم را جوانی به نام عباس آقا تبریزی با تیر زد و کشت.
نشریههفتگی صوراسرافیل در این دوران منتشر میشد و نقش مهمی در تشویقمردم به آزادیخواهی و مقابله با شاه و درباریان طرفدارش داشت.
با توجه بهناقص بودن قانون اساسی مشروطه که با عجله تهیه شده بود مجلس متمم قانون اساسیرا تصویب کرد که در آن مفصلا حقوق مردم و تفکیک قوا و اصول مشروطیت آمده بود.محمدعلی شاه به مجلس رفت و سوگند وفاداری یاد کرد. پس از چند روز او و دیگرمستبدان با همراهی شیخ فضلالله نوری [۸]عدهای را علیه مجلس در اطراف آن جمع کردند و به درگیری با نمایندگان و مدافعانمجلس پرداختند. با بمبی که یاران حیدرخان عمواوغلی به کالسکه حامل محمدعلیشاهانداختند به مقابله جدی با مجلس پرداخت و به باغشاه رفت و بریگاد قزاق را برای مقابله با مجلس آماده کرد.
بهتوپ بستن مجلس
بالاخره بافرستادن کلنل لیاخوف فرمانده بریگاد قزاق حمله به مجلس را آغاز کرد. لیاخوف بانیروهایش مجلس را محاصره کردند و ساختمان مجلس و مدرسه سپهسالار را در ۲۳ جمادی الاول ۱۳۲۶ (۲تیر ۱۲۸۷/ ۲۳ ژوئن ۱۹۰۸) به توپ بستند. عده زیادی از مدافعان مجلس در اینحمله کشته شدند. محمدعلی شاه لیاخوف را به حکومت نظامی منصوب کرد و به تعقیبنمایندگان و دیگر آزادیخواهان پرداخت. ملک المتکلمین و میرزا جهانگیرخان و قاضی ارداقی را در باغشاه پس از شکنجه در برابر محمدعلیشاه کشتند.
شکستدر تهران
اسرای کودتای محمد علی شاه در باغشاه
پس از حملهبه مجلس و دستگیری و اعدام آزادیخواهان، جنبش مشروطه خواهی با شکست روبرو شده بود.بسیاری از مشروطه خواهان مخفی شدند و برخی به خارج از ایران رفتند. از جملهمهمترین دلایل شکست مشروطه خواهان متفرق شدن نیروهای محافظ مجلس بود که برخی ازوکلا برای آن که بهانه به دست شاه ندهند نیروهای محافظ مجلس را متفرق کردند و حتیمهمات و اسلحهای که برای دفاع در نظر گرفته شده بود را از مجلس خارج کردند و بااین کار به طور غیر مستقیم زمینه شکست مدافعین مجلس را فراهم کردند.[۹]
شکست درتهران شروع دورهای بود که به استبداد صغیر مشهور است.
قیامدر تبریز
مشروطه طلبان تبریز، در عکس ستارخان وباقر خان نیز دیده میشوند
نقشه تبریز در قیام مشروطه
پس از حملهبه مجلس و پخش خبر آن، در شهرهای دیگر ایران شورشهائی برخاست. مردم تبریز با شنیدنخبرهای تهران به هواداری از مشروطه و مخالفت با محمدعلی شاه برخاستند. انجمن تبریز عملاً جایگزین مجلس ملی شده بود.شاه نیروهای دولتی را برای سرکوب فرستاد. علی مسیو، ستارخان، باقرخان و حیدرخان عمواوغلی درتبریز به بسیج مردم و سازماندهینیروی مسلح (مجاهدین مشروطه) برای مقابله با نیروهای دولتی کمک میکردند.در مدت یازده ماه یعنی از ۲۰ جمادی الاول ۱۳۲۶ ق تا هشتم ربیعالثانی ۱۳۲۷ ق مردمتبریز به سرکردگی ستارخان در مقابل بیش از سی هزار نیروی مهاجم به فرماندهی عین الدوله و صمد شجاع الدوله و شجاع نظام مرندی مقاومت کرد.[۱۰].گروهی از ایرانیان قفقازنیز به مردم تبریز پیوستند و به مجاهدان قفقاز معروف شدند. علی مسیو از یاران حیدرخان عمواوغلی و یارانش هم دستهٔ مجاهدان تبریزرا تشکیل دادند.[۱۱]محمدعلیشاه از تزار روسیه نیکلای دوم درخواست کمک کرد و تبریز به محاصره نیروهای روسو نیروهای دولتی درآمد. سردار یارمحمدخان کرمانشاهی که از فعالان مشروطه بود بهیاری ستارخان و باقرخان شتافت. وی بعداً بهوسیله عبدالحسینمیرزا فرمانفرما حاکم کرمانشاه و عامل حکومت مرکزی در ۱۳ مهر ۱۲۹۱ ه.ش به قتلرسید. در آذربایجان، در پی بسته شدن راه تبریز - جلفا، و محاصره کامل شهر از طرفقوای شاه، گرسنگی و قحطی هولناکی بر مردم روی آورد و کار بر آزادیخواهان سخت شد.در اوایل ربیع الثانی سال ۱۳۲۷ هu200d. ق. (اردیبهشت ۱۲۸۸ هu200d. خ.) دولتین روس و انگیسموافقت کردند که قشون روس به بهانه شکستن خط محاصره و حمایت از اتباع بیگانه، ورساندن خواربار به آنان وارد تبریز شود. با ورود سپاهیان روس محاصره تبریز شکست ونیروهای شاه از شهر دور شدند. اما خاتمه کار تبریز به معنی پیروزی ارتجاع نبود وکوشش آزادیخواهان در نقاط دیگر ایران همچنان ادامه یافت.
قیامگیلان
در ایناوقات کمیته «ستار» در گیلانتشکیل شده بود. یپرم خان ارمنی با مشروطهخواهان هم پیمان شد و جوانان ارمنیرا برای نهضت بسیج کرد. در همین هنگام محمدولی خان تنکابنی از تبریز بازگشته بود.کمیته ستار با او مذاکره کرد و او را راضی کرد با نیروهایش برای پیروزی جنبشمشروطه به مبارزه برخیزد. در روز ۱۹ بهمن ۱۲۸۷ انقلابیون به کمک محمدولی خانتنکابنی و یپرم خان ارمنی حاکم رشت آقابالاخان را کشتند و شهر را تسخیر کردند. پس ازآن تمام گیلان به تصرف آزادی خواهان در آمد. به موجب این پیروزی آنها رونوشتی بهسفرای خارجی نوشتند که نزاعی با شاه ندارند و فقط در صدد احیای مشروطهاند. صدایانقلاب رشت به گوش شهرهای دیگر ایران و کشورهای آزاد جهان رسید و باعث دلگرمیمجاهدان تبریز شد. ستارخان و باقرخان تلگرافهای مهیجی ارسال کردند و متحصنینسفارتهای عثمانی و انگلیس به جشن پرداختند.
پس از اینشاه قشونی برای تصرف گیلان فرستاد. قشون او در قزوین اردو زدند و پس از رسیدننیروهای بیشتر به سمت شمال حرکت کردند ولی در ۳۰ کیلومتری رشت خبر رسید نیروهایدولتی رشیدالملک در حاشیه دریا از مجاهدان شکستخوردهاند و این خبر باعث دلسردی آنها شد و آنها به قزوین عقب نشینی کردند.
در سویدیگر ایران، شهر اصفهان در نیمه دیماه به تصرف مشروطه خواهان بختیاری در آمد. بعداز آن تعدادی از آزادی خواهان تهران به اصفهان رفتند و با سردار اسعد بختیاری که به تازگی از پاریسبازگشته بود مذاکره کردند و اطمینان دادند قاطبه مردم تهران طرفدار مشروطهاند.
قیامبختیاریها
پوستر فتح تهران بهدست مجاهدین گیلانو بختیاری
در حالی کهدر تبریز مجاهدین در محاصره قوای دولتی و همدستان خارجی آن بودند، در اصفهان اعتراضات به بستنشینی عدهای انجامید و قوای بختیاری که در آن هنگامتوسط حاکم اصفهان و بختیاریها صمصام السلطنه رهبری میشد برای نجات جنبش مشروطه بسیجشده و از تمامی مناطق بختیارینشین به سوی اصفهان حرکت کردند. با پیوستن قوای بختیاری کار بالا گرفت. نجف قلی خان صمصامالسلطنه ایلخانبختیاری با نیروی مسلح زیادی به اصفهان وارد شد. برادر او علیقلی خان سردار اسعد نیز که تا آن هنگام در فرانسه مشغول تحصیل بود، در پاریسبا تعدادی از مشروطهخواهان ارتباط تنگاتنگی داشت و خود نیز ازمشروطهخواهان بود، پس از سفر به لندن و مشورت با وزارت خارجه انگلستان به اصفهانآمد.[۱۲]
مجاهدینبختیاری با حرکت به سوی تهرانو با همراهی مجاهدین شمال به فرماندهی سپهدار اعظم که در نزدیکی تهران به هم پیوستند، پس ازشکست مقاومت نیروهای استبداد صغیر موفق به فتح تهران و شکست استبداد صغیر شدند.
نقش زنان در جنبش مشروطه
در فتحتهران یکی از زنان روشنفکر خاندان ایلخانی بختیاری به نام سردار بی بی مریم بختیاری با رشادت و دلیریبه مبارزه با عمال استبداد برخاست. سردار مریم بختیاری قبل از فتح تهران مخفیانهبا عدهای سوار وارد تهران شده و در خانه پدری حسین ثقفی منزل کرد و به مجرد حملهایسردار اسعد به تهران، پشت بام خانه را که مشرف به میدان بهارستان بود سنگربندینمود و با عدهای سوار بختیاری، از پشت سر با قزاقها مشغول جنگ شد. او حتی خودشخصاً تفنگ به دست گرفت و با قزاقان جنگید. نقش او در فتح تهران، میزان محبوبیتشرا در ایل افزایش داد و طرفداران بسیاری یافت. بعدها با دریافت مدال شجاعت از دولتآلمان به لقب سرداری مفتخر شد.
نقشعشایر
عشایرایران از مهمترین حامیان مشروطه بودند. دو ایل بختیاری به ایلخانی سردار اسعد بختیاری و قشقایی به ایلخانی صولت الدوله قشقایی معروف به سردار عشایر هموارهاز این جنبش حمایت کردند. {البته هر دو در زمان حکومت رضا شاه در زندان به قتلرسیدند}.
فتحتهران
نوشتاراصلی: فتح تهران (۱۲۸۸)
در تهرانهم دوباره کوششها بالا گرفت. بالاخره نیروهای گیلان به فرماندهی سپهدار اعظم از شمال و نیروهای بختیاری به فرماندهی علیقلی خان سردار اسعد بختیاری از جنوب به سمتتهران آمدند و در نزدیکی تهران به هم پیوستند.
در پیشرویبه سوی پایتخت، نخستین قدم را بختیاریها به فرماندهی سردار اسعد بختیاری (فاتحملی) و سپس اردوی شمال به فرماندهی سپهدار اعظم برداشتند که انقلابیون قفقاز هم درصفوف آن بودند. اردوی شمال و جنوب در بیست و چهار کیلومتری تهران به هم ملحق شدند.در این موقع نیروی روس، از انزلی وارد شده بود، به قزوین رسیده بود و اردویانقلابی را از پشت سر تهدید میکرد.
نیروهایمجاهدین گیلان و بختیاری در ۱رجب ۱۳۲۷ (۲۸ تیر ۱۲۸۸ /۱۹ ژوئیه ۱۹۰۹) وارد تهران شدند و شاه و اطرافیانش به سفارت روسپناه بردند. انقلابیون مجلس عالی تشکیل دادند و محمدعلی شاه را از سلطنت خلع کردندو ولیعهد او احمد میرزا را به تخت نشاندند و علیرضاخان عضدالملک رئیس ایل قاجار به نیابت سلطنت او برگزیده شد. باردیگر مجلس شورای ملی تشکیل شد و ظاهراً دوره استبداد به پایان آمد و مشروطه خواهانپیروز شدند.
مجلسدوم
مشروطه وقانون بار دیگر در کشور ایران به پا گشت. اما پیش از آن که به ثمر برسد کسانی بهنام رجال رشته کارها را از دست آزادی خواهان در ربودند و قانون و آزادی را درگهواره خفه کردند و هنگامی که فدائیان و جانبازان واقعی آزادی به مطلب پیبردند که بسیار دیر شده بود.
مجلس دومدر ۲۵ آبان ۱۲۸۸یک سال پس از بسته شدن مجلس اول، با حضور شاه جوان گشایش یافت. در هنگام گشایشمجلس نگرانی از ماندن سپاهیان روس در کشور و این که وعده آشکار دادهاند که هر چهزودتر به این تشویش و نگرانی پایان دهند، در بیانات رسمی دولت انعکاس یافت، ولیاین نیروها همچنان باقی ماندند و هر روز فساد تازهای بر پا کردند. مجلس که بیشتراعضای آن اشراف و خوانین بودند، در سراسر دوره تشکیل خود کاری انجام نداد. انقلابمشروطیت ایران، اگر چه ضربه سنگین خود را بر پیکر استبداد وارد کرد و مجلس و قانونرا در کشور برقرار ساخت، ولی از زمینداری داخلی و دولتهای خارجی شکست خورد.
دولت مستوفی الممالک، که پس از سپهدار به روی کار آمده بود،در مرداد ۱۲۸۹ به دستیاری نیروهای بختیاری و یپرمخان، یکی از افراد حزب داشناک که ریاست پلیس را داشت،آخرین دسته فدائیان را خلع سلاح کرد و از رئیس جمهور آمریکا، خواست که فردی رابرای بازسازی خرابیهای مالی به ایران گسیل دارد. مورگان شوستر، که مرد کاردانی بود، در اردیبهشت ۱۲۹۰ باهیأت مستشاران مالی آمریکایی وارد ایران شد و با به دست آوردن اختیارات ویژه بهکار پرداخت.
سردر ساختمان مجلس شورای ملی، میدانبهارستان، تهران
کارشکنیهاهمچنان ادامه داشت. روسها محمد علی شاه برکنار شده را دوباره به ایران برگرداندندتا مجلس را از کار و کوشش بازداشته و سازمان شوستر را براندازند. شاه برکنار شدهناگهان در گمش تپه (پهلوی دژ کنونی) پای به خشکی نهاد و با دستهای از ترکمانان بهتهران یورش برد. اما چون مردم و مجلس و سران آزادی هم آواز بودند، همه این خیالاتنقش بر آب شد و در پائیز سال ۱۲۹۰ هu200d. خ نیروی محمد علی میرزا درهم شکست و او بازبه روسیه گریخت.
برچسب:
نویسنده: کورش
ساسانیان
کاخساسانی در سروستان
امپراطوری ساسانیان نام خاندان شاهنشاهی ایرانی است که از سال ۲۲۴ تا۶۵۱ میلادی (۴۲۷ سال) بر ایران فرمانروایی کردند؛ بنیان این شاهنشاهی یکپارچه را اردشیر(یا ارتخشتره؛ از ارت: مقدس، و خشتره: شهریار[۲]) بنا کرد. دودمانساسانی آخرین دودمان پیش از دوره اسلامی در ایران بودند. شاهنشاهان ساسانی که ریشهشاناز استان پارس بود[۳]، بر پهنه بزرگی ازآسیای باختری چیرگی یافته،گستره فرمانروایی خود؛ کشور ایران (به پهلوی کتیبهای
) را برای نخستین بار پس از هخامنشیان، یکپارچه ساخته و زیرفرمان تنها یک دولت شاهنشاهی آوردند[۴]. پایتخت ایران دراین دوره، شهر تیسفوندر نزدیکی بغداد (آنزمان نام روستایی کوچک در نزدیکی تیسفون بوده؛ که نامش به ظاهر، از یکی از نامهای بغداد یا بخشوده خدا؛ و یا باغِ داد دوره ساسانی ریشه گرفتهبوده)، در عراق امروزی بود.
نام «ساسانیان» از «ساسان» گرفته شده، که اردشیراز نوادگان اوست و داریوش سومهخامنشی (دارایِ دارایان) را از نیاکان او دانستهاند[۴]. نخست کارنامهاردشیر بابکان[۵] به این نسبت گواهیداده و بازهم به نوشته شاهنامه،ساسان پدر اردشیر، چوپانی بود از بازماندگان دارا که در فارس میزیست[۶]. اردشیر در دستگاهبابککه موبد آتشکده آناهیتا، همچنین شهردار و مرزبان پارس بود، پرورش یافت[۷]، ولی درباره نسبتاو با بابک اختلاف وجود دارد[۷]. او به گواهیبسیاری از تاریخی نویسان، مردی نیرومند و دلیر بود که سرانجام بر اردوان پنجماشکانیدر دشت هرمزگان پیروز شده و تسخیر سرزمینی که خود به آن ایران میگفت را آغاز کرد[۷].
ساسانیان رفتهرفته توانمندتر شده، هویت فرهنگی، نظامی ومذهبی ایرانشهررا نزدیک به چهارصد سال گسترش داده و مرزها را تا سالهای پایانی برپاییشان، بهگستره امپراتوری هخامنشی نزدیکتر کردند، هرچند که با گذشت زمان، دستگاه مذهبیدر کار کشورداری و دربار نفوذ بسیار نمود و نبردهای چندین ساله با رومیان نیز،کشور را فرسودند. پرده پایانی شاهنشاهیِ ایرانشهرِ ساسانی، در پایان دوره خسروپرویز (به پهلوی: ابرویز) با پیروزی سپاه ایران در نبرداورشلیم (در شاهنامه: گنگ دژ هودخ[۸]) فرو افتاد.پیروزی در این نبرد ۲۱ روزه به فرماندهی شهربرازسردار خسرو، و با یاری جنگ افزارهای سنگین و دژکوب و منجنیق[۹]، همراه شد بافرستادن چلیپای ترسایان (صلیب اصلی مسیح)[۱۰] از اورشلیم بهپایتخت ایران[۹]. اما این رویدادخشم رومیان مسیحی را به دلیل بیاحترامی به چلیپای مسیح برانگیخت؛ نبردهایی بهشکست و پَس نشینی سپاه ایران انجامید و سرانجام خسروپرویز، شاه نیرومند و با ارادهایکه با وجود اشتباهها و معایبش، در دوران پادشاهی خود جلوی زیادهخواهی بزرگان راگرفته بود[۱۱]، با خشم بزرگانبخاطر شکستها، به ظاهر با مکر و دسیسه از سوی برخی سپاهیان، و با همکاری پسرش شیرویه(قباد دوم)کشته شد[۱۱].
با مرگ خسرو، و در پی آن مرگ شک برانگیز قباد (که بسیاری ازبرادران خود را کشت)، در زمانی کمتر از شش ماه، چرخهای مرگبار از کینه توزی، جاهطلبی و خونخواهی آغاز شد و به فروپاشی دستگاه ساسانی انجامید. بسیاری از بزرگان وارتشیان کشته شده تا آنجا که در نبود مردان خاندان شاهی، پوراندختر خسرو پرویز و پس از او، آزرمیدخت،خواهر پوراندخت را به شاهی برگزیدند[۱۱]. با گزینشهای پیدرپیو برگزیدن بیش از ده شاهنشاه در مدت چهار سال[۱۱]، یزدگرد سوماز سوی بزرگان استخربرگزیده شد ولی چون نسبتی نزدیک با شاه نداشت[۱۲][۱۱] محبوبیتی نیافت.سرانجام لشکر خلیفه عمرابن الخطابآگاه از ناتوانی مرزبانان، رفته رفته به کشور نفوذ کرد[۱۲]. بازمانده سپاهایران در نبرد جسر (یا نبرد پل) پیروز شده، ولی دو نبرد سرنوشتسازِ قادسیهو جنگ نهاوندبا پیروزی اعراب پایان یافتند و پس از سقوط نهاونددیگر ایران نتوانست انسجام خود را دوباره بدست آورد و همه شهرهای ایران یکی پس ازدیگری بدست عرب افتاد. پایتخت ایران، شهر تیسفون (به عربی مدائن) در ۶۳۷ میلادی به دستاعراب افتاد، یزدگرد سوم با سرنوشتی نامعلوم گریخت و اثری از او نماند؛ به گمانبرخی تاریخ نگاران، آسیابانی از مرو او را بخاطر جامه زربفتاشکشت. با مرگ یزدگردبه سال ۶۵۱ میلادی، شاهنشاهی ساسانی پایان یافت، هرچند که بازماندگان خاندان شاهیدر ایران، یا گریختگان به چین، از جمله پیروز پسر یزدگرد؛ برایاستقلال دوباره ایرانشهر از خلافت عمر بسیار کوشیدند.
این باور و این دید ایرانشهری یا منش ایرانشهری یا ایرانیاز دوره ساسانی سرچشمه گرفتهاست... ساسانیان اولین سلسلهای در ایران هستند کهایده ایرانشهر را به عنوان یک ایده سیاسی و هویت فرهنگی ایرانیان برپا میکنند.مهمترین میراث ساسانیان این است که ما اکنون ۱۸۰۰ سال است با این ایده زندگی میکنیم.ما پیدایش این ایده را مدیون ساسانیان هستیم.[۱۳]
تورج دریایی، استاد رشته ایرانشناسی در دانشگاه کالیفرنیادر ارواین، و نویسنده کتاب "ایران ساسانی: ظهور و سقوط یک امپراتوری" بهزبان انگلیسی، میگوید که میراث ساسانیان برای ایران بسیار بزرگتر از شکست دربرابر اعراب است.[۱۴][۱۵] میراث مهمی کهساسانیان برای ایران به جا گذاشتند، به گفته او، شکل گیری مفهوم ایران به عنوان یکفرهنگ و ملت است.[۱۶][۱۷] یکی از عناصر مهمشکل گیری این مفهوم پیدایش خداینامه در زمان ساسانیان است. این همان کتابی است کهشاهنامه از آن سرچشمه گرفتهاست. آقای دریایی میگوید: "اهمیت دیگر ساسانیاناین است که در زمان خسرو انوشیروان در همان قرن سوم، تاریخ ملی ایران به نامخداینامه تدوین میشود. و آن تاریخ و یادی است از گذشته، آنچه که ایرانیان بودند،از کجا آمدند، چگونه جهان آغاز شد، تا زمان فروپاشی شاهنشاهی ساسانی."[۱۸][۱۹]
ساسانیان و رقیبانشان
دولت بیزانسکه در بخش شرقیِ تصرفهای خود، با دولتی توانمند مانند ساسانیان سروکار داشت و آنرا نیرومندترین دشمن خود میدانست، گرفتاریهای زیادی هم در غرب و هم درشمال تصرفهایِ خود، به خصوص در اروپا داشت. این گرفتاریها،مانع از آن میشد که بیزانسهمه نگاهِ خود را صرف مرزهای شرقیِ خود کند و به همین سبب، دستگاه ساسانی،مانند دستگاه اشکانی،توانسته بود پایتختِ خود (تیسفون)را، در کنار رودِ دجله قراردهد و از نزدیک بودنِ پایتختاش به مرزهای دشمن، بیمی نداشته باشد. دولت ساسانی همدر شرق، و هم در شمالِ مرزهای خود، گرفتاریهای زیاد داشت که گاهی به میزان خطرناکو تهدید کنندهای میرسید. بدین گونه سیاست خارجیِ دستگاه ساسانی، یکسره در رابطه با شرق و غرب خلاصه میشد. اما دستگاه ساسانی در این زمان، خود را به اندازه کافی نیرومند نشانداد و توانست ایرانشهررا از آسیبهای ویرانگر و خطرآفرین دور نگه دارد و در داخل کشور، برای مردم ایران،زندگی مرفه همراه با امنیت تامین کند.
این دستگاه، فرهنگی پربار در زمینه سیاست و کشورداری،اخلاق، رابطههای سالم اجتماعی و هنر به وجود آورد، که پس از نابودی و ویرانیِسیاسیاش، اثرهای خود را در نسلهای پسین و فرهنگ دیگر همسایگان، به روشنی نشانداد. با اینکه دشمنان شناخته شده دستگاه ساسانی، دولت پیشرفته بیزانس ودولتهای نیمه پیشرفته شمال و شرقِ کشور بودند، شکست این دستگاه، نه از سوی ایندشمنان، بلکه از دو سوی پیشبینی نشده بود. نخست، فروپاشی از درون، و پس از آن، ازدولتی بود که با آنکه همه توان جنگیاش قومهای بیابانگرد بودند، ولی بنیه سیاسی و اجتماعیاش برپایه بینشدینی-فکریِ نیرومندی بود که دولتها و دشمنان دیگر ساسانی، ازش بیبهره بودند. دستگاه اسلامی که در آغاز سده هفتم میلادی در شهر مدینه برپا شده بود، از جهتروحی و معنوی چنان نیرومند شده بود که تأثیر فرهنگیاش بر کشورهای همسایه، همانندچیرگیِ دیگر قومهای بادیه نشین و صحرانورد، گذرا نبود. این تأثیر فرهنگی چنان عمیق بود که با همهگسستگی و سستیِ سیاسی و جنگیِ اعراب، پس از دو قرن چیرگی، اثرهایش هنوز ماندگاراست.
جامعه ساسانی
نوشتار اصلی: جایگاه زن در ایران باستان
جامعه ساسانی در سطح وسیعی یک جامعه طبقاتی است.[۲۰]. پس از شاهنشاهطبقه بالای اجتماع شامل اشراف و نجیب زادگانی بودند که برتری خاندان ساسان را بهعنوان خاندان شاهی به رسمیت میشناختند[۲۱] بررسی منابعنوشتاری دوران ساسانی بویژه متون حقوقی و قانونی و حتی شواهد مادی مانند هنرهایتصویری نشان میدهد که«جامعه ساسانی اجتماعی دودمانی است»[۲۲] که بر اساس نظامپدرتباری سازماندهی شدهاست. در سیستمهای پدر تبار«مسن ترین مرد خانواده معمولا بااقتدار بر این گونه خانواده فرمان میراند و مهمترین تصمیمها را میگیرد. خانوادهشوهر(در مورد ازدواج اعضای زن خانواده) معمولا خانواده مسلط است»[۲۳]. «خانواده بخشیاز واحدهای پدری بزرگتری محسوب میشد که با واژههای تخم، ناف و گوهر شناخته میشدوممکن بود ابعاد و اندازههای گونان داشته باشد»[۲۴].
نظام پدرتباری برپایه ساختار جنسیتی جامعه استوار است.«نظامجنسیت میتواند به منزله یک اصل مرکزی در ایجاد تمایزات اجتماعی عمل کند»[۲۵]. “تفاوتهای مبتنیبرجنسیت یک جنبه مهم و قابل توجه از پیچیدگی اجتماعی جوامع را شکل میدهند”[۲۶]. در ایران عصرساسانی داشتن جنسیت مذکر به خودی خود یک امتیاز محسوب میشود و مردان بر زنانبرتری دارند.[۲۷] نظام پدرتباریتمام ابعاد اجتماعی و سیاسی جامعه ساسانی را تحت تاثیر قرار میدهد و بصورت یک اصلسازماندهی کننده عمل میکند. بازتاب این نظام در مواردی مانند حق ارث، جانشینی،قیمومیت و سرپرستی خانواده.[۲۸]. نام گذاری و ثبتاسناد و حتی نوشته سنگ قبرها[۲۹]، ازدواج(اعم ازازدواج مجدد یا چند همسری) و مشارکت اجتماعی و امکان دستیابی به فرصتهای پیشرفت یاکسب قدرت سیاسی نمود مییابد. مشارکت محدود زنان در امور سیاسی (تنها در نبودکاندیدای مرد) و بازنمایی محدود زنان در مواد فرهنگی این دوران(بویژه هنرهایتصویری که آشکارا ماهیتی سیاسی دارند و مریوط به خاندان حاکم میباشند)[۳۰].
ساسانیان در تاریخ کلاسیک ایران و منابع بومی
شمشیرطلای اردشیربابکان در موزهبریتانیا.
[۳۱]]]
اردشیربابکان یا اردشیر اوّل(۲۲۶ تا ۲۴۰ میلادی)
در زمان پادشاهی اردوان پنجم،اردشیر به پادشاهی گوچیهررسید. او مایل بود شاه کلّ ایران باشد بنابراین شورش کرد و اردوان پنجم (اشک بیستو نهم) در صحنه نبرد کشته شد (۲۲۴ میلادی). بدین ترتیب سلطنت ایران درکف اردشیر بابکان قرار گرفت.
اردشیر بابکان به تلافی شکستهایی که اشکانیاندر اواخر حکومتشان از رومیان میخوردند به روم که در این زمان تراژانامپراتورشان بود لشکر کشید. او رومیان را شکست داد و نصیبین، حران و ارمنستانرا تصرف کرد.
به طور کلّی کارهای ارد شیر بابکان در چهار بخش عمده زیرخلاصه میشود:
برچسب:
نویسنده: کورش
برچسب:
نویسنده: کورش
مازیار (به گفته بلاذری،ماهیزدیار) آخرین حکمران قارنی ها، رهبر شورش علیه خلیفه معتصم بود .[۱]
مازیار پسر قارن و از خاندان قارنوند،در اواخر سال ۲۲۴/۸۳۹یعنی شش سال و اندی پس از آغاز خلافت معتصم بر ضد عباسیانقیام کرد.[۲]
رشته و نسب و خاندان
از سلسلههای حکام و شاهان طبرستان سلسلهای که مازیار ازآن بود به دلیل آنکه نسبتشان به سوخرا میرسید به سوخرائیان و به سبب انتسابشان بهخاندان کارن به قارن وند معروف اند، و هریک از سپهبدان این سلسله به لقب گرشاهممتاز بودهاست.
رشته و نسب مازیار از این قرار است: مازیار پسر قارن، قارن پسر ونداد هرمزد، ونداد هرمزد پسر فرخانو فرخان از نوادههای سوخرا پسر انداذپسر کارن پسر سوخرای بزرگ بود.
نام
مازیار از دو کلمه ماز و یار تشکیل شده. در زبان مازندرانیماز به معنی دژ و یا ذنبور است که دراین جا منظور همان دژ میباشد و مازیار یعنییاور و همراه دژها. چنانچه در وی در سراسر تبرستاندژهای بسیاری برای محافظت از مرزهایش ساخت که تا آن زمان این همه دژ در یک جا بینظیربود.[۳] برخی گویند ناممازیار مخفف کلمه ماه ایزد یار است.
سلسلهٔ قارن وند
ابتدای شاهی این سلسله در تبرستاناز زمان خسروانوشیروان پسر قباد بود که قارن پسر سوخرا را از سال ۵۶۵ میلادی و بعدرتبهٔ سپهبدی طبرستان داد و حکومت این ناحیه را وارث به خانواده او مخصوص گردانید.
خود سوخرا پسر ویشاپورسرکردهٔ کارن بودکه یکی از هفت خاندان اشرافی پارس در عهد ساسانیانبود.
مازیار
از جمله فرزندان قارن مازیار بود که جانشین قارن گشت. سپهبدشهریارپسر شروین قصد سرزمین وی را کرد. شهریار او را شکست داد و سرزمین اوراتصرّف کرد. مازیار امان نداد و به پیش ونداد اومید پسر عموی پدر خویش رفت. شهریار نامهای به ونداداومید نوشت که مازیار را دست بسته به نزد وی فرستد. او از حکم شهریار گذشت نکرد ومازیار رابگرفت و او را بندی کرد و به شهریار خبر داد که معتمدانی را برای انتقالمازیار بفرستد تا بدیشان بسپارم که مبادا افراد من او را از دست بدهند. زمانی کهایشان در پیگیری این موضوع بودند مازیار حیلت کرد و از بند فرار کرد و سر به بیشههانهاد تا به عراق برسد و به نزد عبدالله ابن سعید حرشی پیوست. او پدرش قارن وجدش ونداد هرمزد را میشناخت و به طبرستان رسیده بود. در حق او نیکی و کرامت فرمودو او را به بغدادبرد.(سال۲۰۴ هجری قمری)
مأمون منجمی به نام بزیستکه پسر فیروزبود، داشت. که خلیفه نام او را یحیی بن منصور بدل کرد. مازیار طالع مولود را بهنزد بزیست برد. بزیست به مطالعه مشغول شد امید در وی بست و جای خالی کرد و گفت:اگر من تو را تربیت کنم، حق آن شناسی و ضایع نگردانی و منت پذیری؟ مازیار پذیرفت وسوگند یادکرد. روزها گذشت تا فرصتی پیش آمد تا بزیست نزد خلیفه رفت و او را ازطالع مازیار مطّلع ساخت و فرمود که از مازیار به دولت خلیفه خیری رسد. مأمون امرکرد تا او را حاضر کنند. مأمون پدر او قارن را میشناخت. فرمان داد تا مسلمانی رابرایش شرح دهند. مازیار اسلام قبول کرد و مأمون اورا محمد مولی امیر المؤمنین نام نهاد و کنیت ابوالحسن.[۴]
حکومت
در سال ۲۰۸ به دستور بزیست که مدعی بود طالع مازیار برایحکومت طبرستانموافق است مأمون او را به همراهی موسی بن حفص بن عمر بن اعلاء نامزد ولایتطبرستان و رویان و دماوند کرد[۵] به این طور که مازیاروالی کوهستان و موسی والی هامون. وقتی با یکدیگر به طبرستان رسیدند مردم زیر پرچممازیار جمع شدند.
در این هنگام شهریارپسر شروین درگذشته بود و پسر بزرگش شاپور به شاهی نشسته بود و از بیسامانی، بیشتر اتباع از او متنفر شده بودند و نزد مأمون شکایتها نوشتند. مأمون بهمازیار امر به استیصال و مالش شاپور به پریم شد و با او مصاف داده وی را اسیر کردو به زنجیر بست. پس به موسی خبر داد که ظفر یافتم و پیروز شدم. شاپور وقتی فهمیدمازیار او را خواهد کشت پنهان به موسی قاصد فرستاد که مرا یاری کن و آزاد کن تا بهتو صد هزار درهم بدهم. موسی جواب داد که اگر تو را آزاد کنم گویی مسلمانی را کشتهامو مولی امیر المؤمنین شدم. جند روز بعد مازیار دستور داد تا سر شاپور را قطع کنندو نزد موسی فرستند(۲۱۰هجری قمری)
پس از کشته شدن شاپور مازیار مالک مستقل تمام جبال گردید وچهار سال بعد نیز موسی وفات یافت و پسرش محمد به جای او نشست. مازیار از وی حسابینگرفت و به کوه و دشت حکم او یکسان شد (سال۲۱۴). همین که مازیار به حکم طبرستانبود از قارن برادر شاپور وسایر مرز بانان آن ناحیه خراج گرفت آنان نیز بر او کینهورزیدند و به مأمون شکایت کردند مأمون فرمان داد تا مازیار به بغداد بیاید. جوابنوشت که من در این زمان مشغولم و نمیتوانم به بغداد بیایم. مأمون بزیست را باخادمی به نزد مازیار فرستاد تا او را با خود به بغداد بیاورند. مازیار مدتها ایشانرا به ناز و نعمت و لطف و حرمت میداشت. عاقبت عذر و بهانه پیش آورد که من مشغولم،و به جای خود قاضی آمل و قاضی رویان را با ایشان روانه داشت.
وقتی به بغداد رسیدند و به نزد خلیفه شرفیاب شدند خلیفه ازآنان حال و طاعت و سیرت مازیار را جویا شد جواب شنید که وی بر جادهٔ مطاوعت مستقیماست و رفتارش با خلایق نیکوست. وقتی از محضر خلیفه بیرون آمدند قاضی رویان به منزلرفت ولی قاضی آمل به محضر خلیفه بازگشت و راستی را باز گفت: او خلع طاعت کردهاستو همان کشتی زرتشتی رابر میان بسته و با مسلمانان جور واستخفاف میکند و هر گز بار دیگر به میل خود بهبغداد نمیآید. مأمون بر عزیمت سفر روم ساختگیها کرده بود. بهقاضی گفت باید تحمّل کرد تا من از سفر روم باز گردم (سال۲۱۵) قاضی به آمل بازگشت و مسلمانان رویانکه از آزار مازیار به امان بودند با همدیگر موافقت کرده، همه کارکنان و افرادکشتند و نزد خلیل بن ونداد سپان که پسر عموی پدر مازیار بود و در کوهپایهٔ آملبزرگی و نفوذ و قدرتی داشت، کسان فرستاده و او را یار و معین ساخته. این خبر بهساری و به مازیار رسید، حشم جمع کرد و به همراهی برادر خویش، کوهیاربه آمل لشکر کشید و آمل را فتحکرد.
پس از فتح آمل خلیل بن ونداد سپان را به دلیل خیانت وخلافکشت. خلیفه پس از این ماجرا به محمد پسر موسی خشم گرفت و سرزمین او را به مازیارداد.(سال ۲۱۸)
پس از آنکه مازیار مخالفین خود را مغلوب و منکوب کرد شاهمستقل تمام تبرستان گردید. شروع به ساخت و بازسازی استحکامات نمود.
پس از مرگ مأمون برادر او محمد ملقب به المعتصمباالله به خلافت رسید. عبداللهطاهر والی خراسان که شنید مازیار با مسلمانان چه معامله میکند پیش اوپیکی فرستاد و به جهت محمد بنموسی و برادر او شفاعت کرد مازیار سخن او شنید و فرستاده او را باخشونت جواب داد که «از ایشان خراج دو ساله طلب میکنم» پیک ناامید باز گشت. عبداللهبن طاهر از حال او به اسحاق بن ابراهیم بن مصعب که به درگاه خلیفه بود نوشت وبرمعتصم افتاد.
سرکشی مازیار
اینجا رشته تاریخ راکمی قطع کرده، سبب و مقدمات جنگهایسال۲۲۴ هجری بین مازیار و لشکرعرب را بیان میکنیم:
همینکه بابک خرمدیندرآذربایجان ظهور کرد، مازیار با وی مکاتبه را مفتوح ساخت و او را ترغیب میکرد.از طرف دیگر خلیفه به مازیار دستور داده بود که خراج طبرستان را نزد عبدالله بنطاهر به خراسان به دار الخلافه ارسال دارد. و ظاهراً عبدالله بن طاهر از اینکهمازیار را سپهبد خراسان میخواندند خشمگین و شاکی بودهاست و مازیار نیز به اوکینه میورزیدهاست.
در سال ۲۱۸ که شاه مطلق دشت و کوه طبرستان گردید قسمتی ازکوهستان را به کوهیاروا گذاشت در حقیقت حوزهٔ پادشاهی خود را با وی تقسیم کرد. کوهیار هم به سبباستخفاف و تحقیری که در چند مورد دیگر از برادرش دیده بود کینه داشت.
مرگ
مازیار پس از ظلم و ستمهای فراوان شخصی به نام سرخاستانمأمور دستگیری مسلمانان ساری کرد. سرخاستان مأموریت خویش را انجام داد. مازیار بهدری نامهای نوشت که نظیر این کار را با مسلمانان مرو خواه ایرانی و خواه عرب نیزمعمول داردو دری هم به فرمان او عمل کرد. اندکی بعد سرخاستان مأمور تمشیه شد وکوهیار به نزد برادرش و از آنجا به کوهستانی که به دست وی سپرده شده بود برگشت. سرخاستان دیواری را که از بیرون شهر تمشیه تا دریا کشیده بودندو تا سه میل در دریاامتداد داشت تعمیر کرد و برجهای مراقبت برروی آن نهاد و سپاهخود را در آن نقطه متمرکز کرد.
معتصم به حسن بن مصعب نامهای نوشت و وی را به کارزار با مازیار امر کرد.اونیز به این مهم عمل کرد و تا پشت دیوارها خندقهای سرخاستان رسید؛ بعداز چند روز با دیدبانان روابطی پیدا کردند وبه پشت دیوار نفوذ کردند و همه رادستگیر کردند.
از طرفی دیگر حسن بن حسین از سپاه جدا شد و به هرمزد آباد رفت و سپاه او بهدنبالاو به هرمزدآباد رفتند مازیار که به گفته کوهیار به هرمزدآباد آمده بود آمد به دستحسن بن حسین دستگیر شد و به بغداد برده شد و همان جا به دستور معتصم چهار صد و پنجاه تازیانهزدند و همینکه دست از او باز داشتند آب طلب کرد، بنوشید و جان سپرد. جسد اورا در کنیسه بابک بر داری که پهلوی چوبهٔ دار بابک و جثهٔ یاطس رومی به دار آویختند.
برچسب:
نویسنده: کورش
برچسب:
نویسنده: کورش